تبليغاتX
کاملیا دختری از ایران زمین

آيا ميدانستي که تصادف کردن با سرعتي معادل نود کيلومتر در ساعت مثل اين ميماند که از طبقه نهم يک ساختمان سقوط کنيم، کمربند ايمني را فراموش نکنيد؟

پيتر بنوت فرانسوي که خاطراتش در جنگ جهاني را به صورت رمان منتشر کرد ، چون يقين داشت پر فروش خواهد بود ، هفتصد هزار جلد آنرا چاپ کرد اما از اين رمان فقط پنج نسخه به فروش رفت؟


آيا ميدانستي دانشمندان مدعي هستند که جهان هستي نزديک به چهارده ميليارد سال قدمت دارد در اين ميان کره زمين نيز بيش از چهار و نيم ميليار سال عمر دارد؟

آيا ميدانستي که زنبور عسل در هر ثانيه 250 بار بال ميزند؟

آيا ميدانستي که الکساندر سوم ، پادشاه يونان که در بيست و هفت جنگ همراه سربازانش شرکت کرده بود ، حتي يک زخم هم بر نداشت ، اما يک روز وقتي ميمون خانگي او دستش را گاز گرفت دچار کزاز شد و مرد؟


آيا ميدانستي که همايون خان مغول که در قرن شانزدهم حاکم هند شد ، تخت سلطنتي اش را بر فراز يک درخت بزرگ گستراند، زيرا يک روز قبل از حاکم شدنش ، براي اينکه کشته نشود بالاي آن درخت پنهان شده بود؟


آيا ميدانستي براي توليد هر 1000 كيلوگرم كاغذ جديد بايد پانزده درخت جنگلي قطع شود؟


آيا ميدانستي يه نوع مار وجود دارد که 87 درصد از عمرش را داخل آب ميگذراند و ميتواند سه ساعت و نيم بدون اکسيژن زير آب باشد و فقط چند ثانيه ايي بر سطح آب ميايند و اکسيژن دريافت ميکند و دوباره داخل آب ميرود؟

آيا ميدانستي که طولاني ترين عمل جراحي بر روي مغز يک انسان در سال هفتاد ميلادي در ساندياگو انجام شد که دکتر جان الکسن براي بيرون آوردن دو گلوله از مغز مردي بيست ساله ، سي و يک ساعت مغز او را جراحي کرد؟


آيا ميدانستي که سالانه حدود ده تن الماس در سراسر دنيا استخراج مي شود، بد نيست اين را هم بدانيد که معمولا" براي يافتن يک الماس به اندازه يک بادام، بايد ده تن خاک را الک کرد؟

آيا ميدانستي نصف کساني که در جهان زير بيست و پنج سال هستند در هندوستان زندگي ميکنند؟

آيا ميدانستي قديمترين متروي جهان در لندن قرار دارد، قدمت متروي لندن به صد و پنجاه سال ميرسد؟

آيا ميدانستي که خفاش هميشه وقتي غار محل زندگيش را ترک ميکند، به سمت چپ پرواز ميکند؟

آيا ميدانستي که پرنده مگس خوار تنها پرنده اي هست که عقب عقب ميتواند پرواز کند؟

آيا ميدانستي زمانيکه مغولها در حال حمله به اروپا بودن، اگر خان مغول بطور غيرمنتظره ايي نميمرد و مغولها از حمله به اروپا صرفنظر نميکردن، الان نه خبري از رم بود و نه پاريس؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:33  توسط کاملیا | 


آيا مخترع Ctrl+Alt+Del را مي شناسيد؟
 
ياسر سوري ديويد برادلي ، کد يکي از مشهور ترين کليد هاي ترکيبي جهان را نوشته است. ترکيب سه کيد Ctrl+Alt+Del که از قديم به سلام سه انگشتي معروف است. در پارک تحقيقي مثلث  در کالورياي شمالي آمريکا به ملاقات مردي مي رويم به نام ديويد برادلي که تنها 5 دقيقه وقت خود را صرف نوشتن برنامه کرد سال هاست است که تمام کاربران کامپيوتر را در سراسر جهان به خود مشغول کرده است. ماحصل کار يکي از مشهور ترين کليد هاي ترکيبي شناخته شده است. فشار دادن توام اين سه کليد، کامپيوتر ها را مجبور مي سازد بر خلاف ميل خود خاموش و روشن شده و به اصطلاح دوباره بوت شود  و به اين ترتيب مزد سرکشي خود را بچشد خود برادلي مي گويد: نمي دانستيم اين کار قرار است به نشانه اي از فرهنگ تبديل شود من کار هاي خيلي زيادتري نسبت به Ctrl+Alt+Del انجام داده ام ولي متاسفانه و از بخت بد براي اين يکي معروف شده ام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:22  توسط کاملیا | 


يوتاب :سردار زن ايراني كه خواهر آريوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهي داريوش سوم بوده است . وي در نبرد با اسكندر گجستك همراه آريوبرزن فرماندهي بخشي از ارتش را بر عهده داشته است او در كوههاي بختياري راه را بر اسكندر بست . ولي يك ايراني راه را به اسكندر نشان داد و او از مسير ديگري به ايران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربايجان ) در سالهاي 20 قبل از ميلاد تا 20 پس از ميلاد نيز ياد شده است . با اينهمه هم آريوبرزن و هم يوتاب در راه وطن كشته شدند و نامي جاويد از خود برجاي گذاشتند .

آرتميز :زن خسيتن و تنها زن درياسالار جهان تا به امروز . او به سال 480 پيش از ميلاد به مقام درياسالاري ارتش شاهنشاهي خشيارشا رسيد و در نبرد ايران و يونان ارتش شاهنشاهي ايران را از مرزهاي دريايي هدايت مي كرد . تاريخ نويسان يونان او را در زيبايي - برجستگي و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار ناميده اند .آرتميس نيز درست ميباشد .

آتوسا :ملكه بيش از 28 كشور آسيايي در زمان امپراتوري داريوش بزرگ . هرودوت پدر تاريخ از وي به نام شهبانوي داريوش بزرگ ياد كرده است و آتوسا را چندين بار در لشگركشي ها داريوش ياور فكري و روحي داريوش بزرگ دانسته است . چند نبرد و لشگر كشي مهم تاريخي ايران به گفته هرودوت به فرمان ملكه آتوسا صورت گرفته است .

آرتادخت : وزير خزانه داري و امور مالي دولت ايران در زمان شاهنشاهي اردوان چهارم اشكاني . به گفته كتاب اشكانيان اثر دياكونوف روسي خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالي خطايي مرتكب نشد و اقتصاد امپراتوري پارتيان را رونق بخشيد .

آزرمي دخت :شاهنشاه زن ايراني در سال 631 ميلادي . او دختر خسرو پرويز بود كه پس از" گشتاسب بنده" بر چندين كشور آسيايي پادشاهي كرد . آذرميدخت سي و دومين پادشاه ساساني بود . واژه اين نام به چم ( معني ) پير نشدني و هميشه جوان است .

آذرآناهيد :ملكه ملكه هاي امپراتوري ايران در زمان شاهنشاهي شاپور يكم بنيانگذار سلسله ساساني . نام اين ملكه بزرگ و اقداما دولتي او در قلمرو ايران در كتيبه هاي كعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است  او را ستايش كرده است . ( 252 ساسانيان )

پرين :بانوي دانشمند ايراني . او دختر كيقباد بود كه در سال 924 يزدگردي هزاران برگ از نسخه هاي اوستا را به زبان پهلوي براي آيندگان از گوشه و كنار ممالك آريايي گردآوري نمود و يكبار كامل آنرا نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براي هميشه ثبت گرديده است . از او چند كتاب ديگر گزارش شده است كه به احتمال زياد در آتش سوزي ( هاي سپاه اسلام از ميان رفته است . ( كتابفرزانگان ايران برگ 11)

زربانو : سردار جنگجوي ايراني . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار كاري زبده بوده است كه در نبردها دلاوري ها بسياري از خود نشان داده است . تاريخ نام او را جنگجويي كه آزاد كننده زال - آذربرزين و تخوار از زندان بوده است ثبت كرده . ( زن ايراني 194)

فرخ رو :نام  او به عنوان نخستين بانوي وزير در تاريخ ايران ثبت شده است وي از طبقه عام كشوري به مقام وزيري امپراتوري ايران رسيد .

كاساندان : پس از شاهنشاه ايران او نخسين شخصيت قدرتمند كشور ايران بوده است . كاساندان تحت نام ملكه 28 كشور آسيايي در كنار همسرش كورش بزرگ حكمراني ميكرده است . مورخين يوناني ( گزنفون ) از وي با نيكي و بزرگ منشي ياد كرده است .

گردآفريد :يكي ديگر از پهلونان سرزمين ايران . تاريخ از او به عنوان دختر گژدهم ياد ميكند كه بالباسي مردانه با سهراب زورآزمايي كرد . فردوسي بزرگ از او به نام زني جنگجو و دلير از سرزمين پاكان ياد ميكند .

آرياتس :يكي از سرداران مبارز هخامنشي ايران در سالهاي پيش از ميلاد . مورخين يوناني در چند جا نامي كوتاه از وي به ميان آورده اند .

گرديه :بانوي جنگجوي ايراني . او خواهر بهرام چوبينه بود . فردوسي بزرگ از او به عنوان هسمر خسروپرويز ياد كرده كه در چند نبردها در كنار شاهنشاه قرار داشته استو دلاوري بسياري از خود نشان داده است . ( ساساني 348 + شاهنامه فردوسي )

 هلاله :پادشاه زن ايراني كه به گفته كتاب ديني و تاريخي بندهش در زمان كيانيان بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست . از او به عنوان هفتمين پادشاه كياني ياد شده است كه نامش را "هماي چهر آزاد" ( هماي وهمون ) نيز گفته اند . اومادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهي ايران نشست . وي با زيبايي تمام سي سال پادشاه ايران بود و هيچ گزارشي مبني بر بدكردار بودن وي و ثبت قوانين اشتباه و ظالمانه از وي به ثبت نرسيده است .

پوران دخت : شاهنشاه ايران در زمان ساساني . وي زني بود كه بر بيش از 10 كشور آسيايي پادشاهي ميكرد . او پس از اردشير شيرويه به عنوان بيست و پنجمين پادشاه ساساني بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست و فرامانروايي نمود .

شيرين : شاهزاده ارمني . ارمنستان يكي از شهرهاي كوچك ايران بود و شاه ارمنستان زيرا نظر شاهنشاه ايران . خسرو پرويز و شيرن حماسه اي از خود ساختند كه هميشه در تاريخ ماندگار ماند . شيرين از خسرو 4 فرزند به نامهاي نستور - شهريار - فرود و مردانشه بدنيا آورد كه هر چهار فرزند وي در زندان كشته شدند . پس او سر بر بالين ( جسد بي جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهري عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .

بانو گشنسب :دختر ديگر رستم – خواهر زربانوي دلير . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسيار آمده است . يكي از مشهورترين حكايت هاي او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه اي نيز به نام خود دارد كه هم اكنون نسخه اي از آن در كتابخانه ملي پاريس و در كتابخانه ملي بريتانيا موجود است .

فردوسي بزرگ در ستايش از شير زنان ايران باستان چنين مي سرايد :

ندانست سهراب كه او دختر است
سر موي او از در افسر است
شگفت آمدش گفت از ايران سپاه
چنين دختر آيد به آوردگاه
سواران جنگي به روز نبرد
همانا به زير اندر آرند گرد
زنانشان چنين اند ايران سران
چگونه اند گردان جنگ آوران

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 16:52  توسط کاملیا | 
هيچ کس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند ، اما همه مي توانند از همين حالا شروع کنند وپايان تازه اي بسازند

خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پايداري در آن روزها ، و وعده تسلي پس از اشک و چراغ راه را داده است

مشکلات مانند دست اندازهاي جاده اند. کمي از سرعتتان کم مي کنند، اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهيد برد. زياد روي دست اندازها توقف نکنيد. به حرکتتان ادامه دهيد

وقتي ناراحتيد از اينکه به چيزي که مي خواستيد نرسيديد، محکم بنشينيد و خوشحال باشيد ، زيرا خداوند در فکر چيز بهتري براي شماست

وقتي اتفاقي برايتان مي افتد چه خوب و چه بد، به معنايش فکر کنيد. در پشت اتفاقات زندگي منظوري نهفته است، که به شما ياد مي دهد چطور بيشتر بخنديد و سخت گريه نکنيد

شما نمي توانيد کسي را وادار کنيد که دوستتان بدارد. اما مي توانيد به کسي تبديل شويد که دوستش مي دارند
بهتر است غرورتان را به خاطر کسي که دوستش داريد از دست بدهيد، تا اينکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهيد

ما زمان زيادي صرف مي کنيم تا کسي را به خاطر دوست داشتن پيدا کنيم يا خطاي کساني را که دوست داريم بگيريم. اما چه خوب مي شد اگر اين زمان را براي بيشتر محبت کردن صرف مي کرديم
هرگز يک دوست قديمي را ترک نکنيد. جانشيني براي او پيدا نخواهيد کرد. دوستي مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 15:53  توسط کاملیا | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 1:4  توسط کاملیا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:35  توسط کاملیا | 


ناپلئون بناپارت : در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است .
ناپلئون بناپارت : اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است .
ناپلئون بناپارت : نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است .
ناپلئون بناپارت : دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد
ناپلئون بناپارت : کسانی که روح نامید دارند مقصرترین مردم هستند.
ناپلئون بناپارت : کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد.
ناپلئون بناپارت : یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است.
ناپلئون بناپارت : پیروزی یعنی خواستن .
ناپلئون بناپارت : عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد.
ناپلئون بناپارت : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب
ناپلئون بناپارت : فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 1:38  توسط کاملیا | 

((ابلیس و جوان))
ابلیس شبی رفت به بالین جوانی
آراسته با شکل مهیبی سر و بر را
گفتا که منم مرگ اگر خواهی زنهار
باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار
یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را
یا خود زمی ناب بنوشی دوسه ساغر
تا آن که بپوشم ز هلاک تو نظر را
لرزید از این بیم جوان برخود و جاداشت
کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را
گفتا که نکنم با پدر و خواهرم این کار
لیکن به می از خویش کنم دفع ضرر را
جامی دوسه می خورد چو شد چیره زمستی
هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
ای کاش شود خشک بن تاک و خداوند
زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 1:36  توسط کاملیا | 

قناعت را بايد از سفره هفت سين ياد گرفت كه سالهاست تعداد سين هايش تغيير نكرده است

خساست را از چشمش ياد گرفته بود كه هر چقدر به آن نور مي تاباند ، تنگ تر مي شد

آدم ها وقتي به آسمان خوشبين بودند هواپيما ساختند و وقتي بدبين شدند چترنجات را

كسي كه خود را به نور ماه راضي كند ، نور خورشيد كورش خواهد كرد

 تجربه ، تنها معلمي است كه اول امتحان مي گيرد و بعد درس مي دهد

گاهي موقع راه رفتن فراموش مي كنم كه دارم مي روم يا مي آيم

با مخالفت باد ، رضايت بادبادك براي پرواز جلب مي شود

دلم تنگ مي شود ، آن را قالب كفاشي مي زنم

درخت باردار با خوردن سنگ ، فارغ شد

وقتي دلم مي گيرد ، ديگر ول نمي كند

از دودلي خسته شده بودم ، يكي از آنها را براي زاپاس كنار گذاشتم

مگسهاي قرن 21 ، غذايشان را از زباله هاي اتمي تامين مي كنند  

براي اينكه حرف هاي بزرگ بزنم ، هميشه آنها را متر مي كنم

در انتخاب واحد زندگي ، دروغ پيش نياز همه درسهاست

بهترين جا براي تبعيد زنبوران مجرم ، گلهاي قالي است

براي تفسير لحظه ، ثانيه شمار را متوقف كرد

سيب زميني خاكي ترين ميوه هاست

 قلم زلزله نگار انديشه است

در را به روي افكارم محكم بستم .

افكارم را پشت ديوار قاب عكس پنهان كردم

افكارم مرا دنبال مي كند حتي در خواب

 افكارم را در سكوت زنداني كردم

 افكارم را در لابلاي كاغذها گم كردم

افكارم بر خلاف من حركت مي كنند

تعصبم خودكشي كرد ، تا من راحتر فكر كنم

هنگامي كه تعصب مرد افكارم يك صدا شدند

در روز سالگرد تعصب ، افكارم كروات مشكي زده بود
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 14:48  توسط کاملیا | 

آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود ((شکسپير))
 
عشق حقيقي هيچگاه يکنواخت و آرام پيش نمي رود(( شکسپير))
 
خوشبخت ترين مردم کسي است که خوشبختي را در خانه خود جستجو کند(( گوته))
 
قادر به انجام هرکاريکه ارده کنيم هستيم اگر آنگونه که سزاوار است پيگير آن باشيم (( هلن کلر))
 
پيروزي يعني اراده کردن(( ناپلئون))
 
من فکر ميکنم،پس، هستم(( دکارت))
 
عاشق آنکسي باش که بر دو طرفه بودن عشق اصرار مي کند(( دانته))
 
تنها يک بار از سخن باز ماندم وقتي مردي از من پرسيد :شما کسيتيد؟(( جبران خليل جبران))

 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 22:44  توسط کاملیا | 

كودكي كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:
مي گويند كه فردا مرا به زمين مي فرستي

اما من به اين كوچكي و ناتواني
چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟؟
خداوند پاسخ داد:
از ميان فرشتگان بيشمارم
يكي را براي تو در نظر گرفته ام.
او در انتظار توست و حامي و
مراقب تو خواهد بود.
كودك همچنان مردد و ادامه داد
اما اينجا در بهشت من جز خنديدن
و آواز و شادي كاري ندارم.
خداوند لبخند زد :
فرشته ي تو برايتآواز خواهد خواند و
هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او
را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود.
كودك ادامه داد :
من چطور مي توانم بفهمم
كه مردم چه مي گويند در حالي
كه زبان آنها را نمي دانم.
خداوند او را نوازش كرد و گفت:
فرشته ي تو زيباترين وشيرين ترين
واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در
گوش تو زمزمه خواهد كرد و با
دقت و صبوري به تو ياد خواهد
داد كه چگونه صحبت كني.
كودك با ناراحتي گفت:
اما اگر بخواهم با تو صحبت كنم چه كنم؟؟
و خدا براي اين سئوال هم پاسخي داشت؟
"فرشته ات دستهاي تو را در كنار هم
قرار خواهد داد و به تو مي آموزد كه چگونه دعا كني."
كودك سرش را برگرداند و پرسيد:
شنيده ام كه در زمين انسانهاي بد
هم زندگي مي كنند. چه كسي
از من محافظت خواهد كرد؟؟
خدا گفت :
فرشته ات از تو محافظت
خواهد كرد حتي اگر به
قيمت جانش تمام شود.
كودك با نگراني ادامه داد :
اما من هميشه به اين دليل
كه نمي توانم تو را ببينم
غمگين خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت :
فرشته ات هميشه درباره من
با تو صحبت خواهد كرد
اگرچه من هميشه در كنار تو هستم.
در آن هنگام بهشت آرام بود
- اما صداهايي از زمين به گوش مي رسيد.
كودك مي دانست كه بزودي
بايد سفر خود را آغاز كند
.پس سوال آخر را به آرامي از خداوند پرسيد :
خدايا اگر بايد هم اكنون به دنيا بروم
لا اقل نام فرشته ام را به من بگو.
خداوند او رانوازش كرد و پاسخ داد :
نام فرشته ات اهميتي ندارد
ولي مي تواني او را "مادر" صدا كني.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:41  توسط کاملیا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ را با تمام وجودم تقدیم میکنم به بهترین و تنهاترین عشقم ایران زمین
عاشقشم

نوشته های پیشین
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته اوّل خرداد 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
پیوندها
وبلاگ زیبای دانشجویان خراسان
در غزل فلسفه ی چشم تو...(رضا شیبانی)
زندگی
تنها با تو
football-information
سکوت فریاد نا گفته هاست
سکوت عشق...........فریاد
شب ستان من دات بلاگفا دات کام
دوستی(همه چیز پیدا میشه : از شیر مرغ تا .....)
pinky
هر چی بخوای اینجا هست
دوستانه و عشقی
من تنهایم تنهاتر از تنها
دیبای یاس
من اینجا بس دلم تنگ است
یه وبلاگ پر از عکسای دیدنی........... ایلیا
جاده ابریشم
عشق رز سیاه
زندگی ادامه دارد...........!!!!!
اطلاعات کامپیوتری با افشین نجفی
DEATH ANGEL
عشق من
جایی شبیه قلب من
عشقولانه(کیانوش)
دل شیشه ای
هفت آسمون
لوزا دختر حضرت آدم
دوستت دارم یه عالمه
Titish Mamani
آق سجي در M.I.S
کبوتران عاشق
خدایا شکرت....
سوسه
HELPER
آینده طلایی
بهینا جان
مهندسی بازار
يک قلب پاک از تمام معابد جهان زيباتر است
عشق شاهین
آسمون آبی
دیوانه عشق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان