![]() |
![]() |
|
|
ذهن در طول حيات مي شود چتر نجات خوش به حال تو اگر باز شود و تو را آرام آرام فرود آرد در پهنه دانايي آگاهي زيبايي و احساس جهان واي اگر باز نشود...
تناقض من اينجا كنار چادر نمازسپيدم به سكوت مي انديشم به وسعت دريا و كوچكي دلها به اسمان بي ريا وادمكهاي دورو به بهاري دل انگيزوخزاني منافق به صبر خدا وسو استفاده بشر به رودخانه اي پرتلاطم وقطبي يخ زده به پرند گان خوش اواز وگوشهاي نا شنوا به شور نواختن وگيتار خاموش به زيبايي ايات وخاموشي لبها به درختان سر به فلك كشيده وسستي ريشه ها به عظمت رنگها و دورنگي ها ي فريبنده به هستي و پوچي مي انديشم وازاين انديشه به تناقض مي رسم تناقضي كه روحم را دگرگون ساخته و جسمم را مرتعش مي سازد كاش مي شد زيبايي دنيا را زشت نكرد كاش مي شد عظمت نعمت راتمسخر نكرد كاش...... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 18:18 توسط کاملیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ را با تمام وجودم تقدیم میکنم به بهترین و تنهاترین عشقم ایران زمین
عاشقشم |
|
RSS
|